اقتصاد ایران اسیر ورشکستگی و عقب ماندگی

اقتصاد ایران

(۰۶:۳۶)

logo rfi redbg اقتصاد ایران اسیر ورشکستگی و عقب ماندگی

economie اقتصاد ایران اسیر ورشکستگی و عقب ماندگی

نوشتۀ ناصر اعتمادی – رادیو بین المللی فرانسه

علی ربیعی، وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی ایران گفته است که به دلیل دست کاری‌های مکرر در پایه‌ها و معیارهای آماری خود او نمی داند که در حال حاضر چند نفر بیکار در کشور وجود دارد. در واقع، با همین سخن علی ربیعی اعتراف کرده است که نه او و نه هیچیک از دیگر مدیران اقتصادی کشور تصویری روشن از وضعیت وخیم اقتصادی ایران در دست ندارند.

در واپسین روزهای دولت دهم، مرکز آمار ایران ادعا کرده بود که شمار بیکاران کشور به حدود ۳ میلیون نفر افزایش یافته و نرخ بیکاری نیز ۱۲.۲ درصد نیروی فعال جامعه را تشکیل می دهد. با این حال، همان زمان فعالان بازار کار شمار بیکاران کشور را حداقل ۵ میلیون نفر برآورد کردند و در عین حال گزارش مرکز آمار ایران را در مورد تعداد بیکاران غیرواقعی و غیرقابل استناد توصیف نمودند. آنان نیز همانند وزیر کار می گویند که دستکاری در معیارهای تعریف کار به دو دولت محمود احمدی نژاد امکان داد که شمار بیکاران کشور را بسیار پایین تر از آنچه در واقعیت هست نشان بدهد.
دولت محمود احمدی نژاد با استناد به آنچه “معیار سازمان جهانی کار” نامید مدعی شد : هر کس که در هفتۀ مرجع، یعنی در هفتۀ آمارگیری، تنها یک ساعت کار کرده باشد و حتا در ازای آن دستمزدی نیز دریافت نکرده باشد، شاغل به شمار می رود. به این ترتیب، محمود احمدی نژاد توانست با این اقدام سربازان، دانش آموزان، دانشجویان و زنان خانه دار را شاغل حساب کند. به همین دلیل است که کارشناسان اقتصادی و بازار کار در ایران می گویند که با چنین معیارهایی هرگز نمی توان به شمار دقیق بیکاران و وضعیت کسب و کار پی برد و در نتیجه برنامه‌ای واقعی برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور تدوین کرد.
اندکی بعد از روی کار آمدن حسن روحانی، علی طیب نیا، وزیر اقتصاد و دارایی جدید، هشدار داد که در دورنمای یکی دو سال آینده کشور با سونامی هشت و نیم میلیون بیکار روبرو خواهد شد. خود رییس جمهوری جدید نیز در توصیف وضعیت وخیم اقتصادی کشور به تازگی اعلام کرد که از منابع بودجۀ ۲۱۰ هزار میلیارد تومانی امسال حداقل ۸۰ هزار میلیارد تومان آن قابل وصول نیست و کل بودجه سال ۹۲ نوعی عددسازی به شمار می رود.
حسین عبده تبریزی، اقتصاددان در ایران، با استناد به همین داده‌ها گفته است که اکنون بحران بیکاری و اشتغال زندگی میلیون‌ها مستمری بگیر صندوق‌های بازنشستگی را به خطر انداخته است، آنهم به این دلیل ساده که نرخ بالای بیکاری و نرخ بسیار نازل اشتغال بر وضعیت مالی صندوق‌های بازنشستگی کشور اثری مخرب گذارده اند.
به بیان دیگر، ایران با وضعیت افزایش مستمر شمار بازنشستگان و کاهش پیوستۀ تعداد شاغلان روبرو است. برای نمونه، در سال ۱۳۶۵ – در بحبوحۀ وضعیت جنگی – در مقابل یک میلیون و هفده هزار شاغل فقط ۱۵۷ هزار بازنشسته و مستمری بگیر وجود داشت. این رقم در سال ۱۳۹۰ به کل دگرگون شد به طوری که در مقابل یک میلیون و ۵۰ هزار شاغلی که به صندوق بازنشستگی کشور سهم بازنشستگی پرداخت کرده اند، یک میلیون و صد هزار نفر از این صندوق مستمری دریافت نموده اند. به بیان دیگر، وضعیت صندوق‌های بازنشستگی کشور هفت برابر بدتر از گذشته شده، در حالی که آمار و گزارش روشنی از وضعیت این صندوق‌ها در حال حاضر در دست نیست.
در این بین، وضعیت صندوق بازنشستگی فولاد چنان رو به وخامت نهاده که اکنون از پرداخت حقوق بازنشستگان خود عاجز است. وضعیت صندوق بازنشستگی کارکنان شرکت هواپیمایی ایران (هما) به جایی رسیده که در ازای سه هزار نفر پرداخت کنندۀ سهم بازنشستگی به این صندوق ده هزار بازنشسته از این صندوق مستمری دریافت می کنند. خود صندوق تأمین اجتماعی که بزرگترین صندوق بازنشستگی کشور به شمار می رود، ناگزیر بوده برای پرداخت حقوق بازنشستگی ماه‌های اخیر دست به استقراض زده و یا اموال خود را به فروش برساند.
در واقع، ورودی صندوق‌های بازنشستگی کشور اکنون آنقدر ناچیز است که حتا قدرت پرداخت حقوق مستمری بگیران کشور را ندارد، چه برسد به اینکه بتوان برای کسب درآمد موجودی این صندوق‌ها را صرف سرمایه گذاری کرد. به گفتۀ حسین عبده تبریزی، اگر وضعیت صندوق‌های بازنشستگی به همین صورت ادامه یابد به زودی پنجاه درصد بودجۀ سنواتی کشور تنها باید صرف پرداخت مستمری بازنشستگان شود. واضح است که حتا چنین “راه حلی” عملی نیست، به ویژه اینکه میزان بدهی خود دولت به سازمان تأمین اجتماعی به ۵۰ هزار میلیارد تومان بالغ می شود و تنها بودجۀ سال جاری با کسری معادل حداقل ۸۰ هزار میلیارد تومان روبرو است.
این نشانه‌ها نه فقط گویای اقتصادی ورشکسته، بلکه بیانگر اقتصادی بس عقب مانده است : بر اساس گزارش مجمع اقتصادی جهان نرخ افزایش سالانۀ تورم در ایران در میان ۱۴۸ کشور جهان بدترین رتبه، یعنی رتبۀ ۱۴۸ بوده است. بر اساس همین گزارش در میان ۱۴۸ کشور جهان سهم زنان ایران از بازار کار رتبۀ ۱۴۷ بوده و شاخص‌های مرگ و میر نوزادان و امید به زندگی در ایران از متوسط جهانی پایین تر بوده و به ترتیب رتبه‌های ۹۳ و ۸۷ را اشغال کرده اند. کیفیت نظام آموزشی ایران بسیار نازل است و تا رتبۀ ۱۰۳ سقوط کرده و آمار دسترسی به اینترنت در مدارس با رتبۀ ۱۲۶ تنها شایستۀ کشوری جنگ زده است. با این حال، وضعیت کادر آموزشی ایران از این نیز بدتر است و در این زمینه ایران در میان ۱۴۸ کشور جهان رتبۀ ۱۴۱ را داراست. در زمینۀ خدمات مالی، ایران رتبۀ ۱۳۷ را دارد و در زمینۀ دسترسی به وام بدترین رتبۀ جهان یعنی رتبۀ ۱۴۸ را داراست.
ضربۀ بزرگ دیگری که حکومت ایران به یکی از بنیادی‌ترین زیرساخت‌های اقتصادی ایران طی سال‌های اخیر وارد آورده تشدید فیلترینگ یا سیاست سانسور اینترنت است که با اتکا به آن جهش نوین فنی و توسعه اقتصادی در جهان میسر شده است. این اقدام در کنار دیگر اقدام‌ها و آشوبی که رهبران و مدیران جمهوری اسلامی در اقتصاد ایران به وجود آورده اند این کشور را دچار نه فقط ورشکستگی اقتصادی، بلکه گرفتار عقب ماندگی‌ای ساخته اند که خروج از آن در شرایط حاضر و حتا در میان مدت عملی به نظر نمی رسد.

This entry was posted in armando104 and tagged . Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s