فحش دادن مانند اعدام راه حل نیست!

آخوند فحش دادن مانند اعدام راه حل نیست!

سپیده دم –  روز گذشته در شهر قائم شهر (شاهی) یک جوان ۱۸ ساله اعدام شد و موجی از انتقاد و ناسزا گویی (به دولتمردان و مردم به یک دیگر) در فضای مجازی ایجاد شد. در طول ۳۵ سال گذشته انتقاد‌های زیادی به اعدام‌های گسترده  مطرح شده … چرا که ایران بعد از چین دارای بیشترین آمار اعدام در دنیاست و با در نظر گرفتن جمعیت میلیاردی چین، ایران مقام نخست را کسب نموده است. تنها در دهه ۶۰  بر اساس آمار موجود ۱۵،۰۰۰ نفر در زندان‌های مختلف تیرباران یا اعدام و یا زیرشکنجه کشته شدند.

از این رو بسیار ضروریست این زنگ خطر را جدی بگیریم و از این مقام که مایه سر افکندگی ملت ایران است، کناره گیری کنیم.

حال ۱۰ پرسشی که لازم است همه ما از یکدیگر بپرسیم و به کمک هم راه حلی‌ برای خروج از این بحران سیاسی و اجتماعی در کشورمان پیدا کنیم:

۱-  آیا فکر نمی کنیم ریشهٔ این اعدام ها، در نگاه همین مردم به برچیده شدنه جنایت باشه؟

۲-  آیا ریشهٔ این اعدام‌ها در دیدگاه همین مردم به خوب و بد و مذموم بودن اعمال‌ها بر نمی گردد ؟

۳-  آیا فکر نمی کنیم که حکومت و نظام سیاسی زادهٔ افکار عمومی یک مملکته؟

۴- تا حالا چند بار شده با یک بزه ( ولو در حد اینکه گوشی موبایلتان دزدیده شود!) مواجه شدید و با خودتان گفتید ” اگه ۴ تا از اینا اعدام بشن بقیه حساب کار دستشون میاد ” … ؟ بنابرین بیایم با حذف چنین کلماتی‌ از مکالمات روزمره، پایه گذار فرهنگ جدیدی باشیم.

۵-  حکومت دینی و آخوندها با چنگ انداختن به همهٔ امور فرهنگی‌، آموزشی، رسانه‌ ای،… و با فرهنگ سازی غلط خودشان باعث مریض شدن جامعه شدند. میلیاردها دلار سرمایه‌های کشور را که می‌توانست صرف آموزش و فرهنگسازی شود، اختلاس و به خارج از ایران منتقل نمودند. حال با کمترین هزینه، مریض‌ها را درمان میکنند: اعدام!

۶- از طرف دیگر این در صورتی‌ است که ما شاهد روند دادرسی شفافی برای متهمین باشیم. آیا جوانی که متهم به دزدی، تجاوز یا قاچاق مواد مخدر شده، حق انتخاب وکیل و دفاع از خود در دادگاه در حضور هیات منصفه داشته است؟ خبرنگاران مستقل حق تحقیق و تفحص از روند دادرسی داشتند؟ در حالی‌ که وکلا، حقوق دانان و خبرنگاران برجسته کشور ما در زندان هستند، چه زمانی‌ این مراحل طی‌ شده است؟

۷- آیا وقت آن نشده است که همه با هم تا زمانی‌ که حقوق دانان برجسته کشورمان مثل نسرین ستوده، عبدلفتاح سلطانی و … زندانی یا مجبور به ترک کشور شدند و به جای آنها امثال پور محمدی‌ها و لاریجانی‌ها که خود باید به جرم “جنایت علیه بشریت” محاکمه شوند، تصمیم گیرنده در امور قضایی هستند، خواهان متوقف شدن اعدام‌ها شویم؟

۸-  آیا از اول انقلاب اسلامی تا کنون، بسیاری از زنان و مردان این سرزمین طی‌ حکم‌های چند دقیقه‌ای اعدام نشدند؟ پس چرا به تصمیم دولتمردانی که مسبب این جامعه مریض هستند اعتماد کنیم؟

۹- چرا حکومت ایران اعدام را به مثابه اهرم کنترل و فشار در جامعه اعمال می‌کند و به اشکال مختلف شهروندان ایرانی را به قتل می‌رساند؟ نه تنها بسیاری از زندانیان سیاسی و کودکان در خطر مرگ قرار دارند بلکه افراد عادی نیز از ماجراجویی های نیروهای انتظامی و بسیج ایران در امان نیستند. اعدام های بدون دلیل , اعدام های شتاب زده و اعدام های خیابانی در ایران روز به روز شدت می‌گیرد.

۱۰-  آیا تا زمانی که دین عرصه عمومی و سیاسی را ترک نکرده است و بخشی از باور فردی و شخصی ما نگردیده است این مصیبت و ستم ادامه نخواهد یافت؟

 

لطفا شما هم سوالات و راه حل‌های خود را برای ما به قسمت پیغام صفحه فیسبوک سپیده دم بفرستید تا پس از بررسی‌ منتشر کنیم.

This entry was posted in armando104 and tagged . Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s